خونه خاله مهسا

سلام سلام

امروز رفتیم مهمونی.......خونه خاله مهسا.........

کلییییییییییی بهمون خوش گذشت

مرسی خاله مهسا

 

از راست به چپ:کارن-ارتا-بنیتا-مهیاس-بنیتا و میزبان تپلیمون اوا

از چپ به راست:مهیاس-کارن-ارتا-بنیتا-ارین

عزیز دلم امروز زیاد حوصله نداشتی و بهونه میگرفتی

 

برای اولین بار

یکی یه دونه مامان.........

همه زندگی من ............

امروز تونستی برای اولین بار توپت رو ببری بالا و نگهش داری

از این کار کلی ذوق زده شده بودی و همش تکرارش میکردی

  

 

اولین تاب سواری

شیرینی زندگی ما

قشنگ تر از این نمیشه که با هم بریم پارک و  بازی کنیم ............

هی بدویی و من دنبالت

اول تاب سواری و بعدشم سرسره سواری

تصورش قشنگه.........

تصور هیجانت-----خنده هات-------بازی کردنات-------دویدنات-------زمین خوردنت و بلند شدنت

 

هنوز زوده میدونم .............ولی منتظر اون روزم که با اشتیاق ببرمت و بازی کنی و لذت ببرم از داشتن همچین فرزندی

هشت ماهگی کارن

سلام نفس مامان

                                    هشت ماهگی ات مبارک پسر زیبـــــــــای من ؛

              هشت ماهه که با منی و من بسیار به خود میبالم به خاطر داشتن همچین فرزندی

 

                                

 

شیطون شدی......

همون کلماتی که یاد گرفتی رو تکرار میکنی...........

 

خواب ناز

همــه ی دار و ندار من ؛

خدا خیلی دوستم داشته که یه همچین فرشته نازی رو بهم داده مثل تو.........

من خیلی خوشبختم به خاطر داشتم همچین پسری مثل تو........

امشب وقتی اروم تو بغلم خوابت برد دقیقه ای رو نشستم و نگاهت کردم .......

چه پاک و معصومانه خوابی..........

 

 

پسر نازم...

دردونه مامان

عاشق بازی کردناتم.............

ساعتها میشینم و نگاهت میکنم که چققققققققدر شیرین بازی میکنی.......

اولین مروارید سفید

 

خیلی خوشحالم یه دونه من ، خیلی ...

امروز داشتم بهت فرنی میدادم که متوجه یه صدایی شدم.......تق تق

بله  این صدای تق تق یه مرواریده که قاشق بهش میخوره.........

صدای شیرینه..........چند بار تکرارش کردم ...........لذت بخشه خیلی

 

 دنــــدان ...

تصور زیبایی ازش داشتم . و الان خیلی خوشحالم پسرک دندون دار من ....... خیلی ...........

 

 

من این عکس رو خیلی دوست دارم...........

 

 

خدایا.....

خدای مهربون قدرت رو شکر

به پاهای کوچولوی فرزندم قدرتی دادی که بتونه بایسته........

قدرتی دادی که با قدم های من هم قدم بشه........

هرچقدر این پاهای کوچولو رو میبوسم سیر نمیشم........

اخ که عاشق این پاهای کوچولوتم.........

پاهات پُر توان مادر ...........

کارن و لباسشوئی

نمیدونم چی بنویسم..........اخه خیلی جالبه

 

وقتی ماشین لباسشوئی رو روشن میکنم کارن برای یک ربع محو اونه.........انگار رفته سینما و داره جالب ترین فیلم رو نگاه میکنه

 

هر چی صداش میزنم ..... انگار نه انگار...............حتی سرش رو هم برنمیگردونه

شده براش یه وسیله سرگرمی ......وقتی ماشین روشن میشه هر جای خونه که باشه سریع خودشو میرسونه به اشپزخونه

 

 

 

 

 

یه سوپرایز دیگه

همه زندگی من

روزا داره به سرعت میگذره و بزرگ میشی

 

امروز وقتی از حموم اومدی بیرون بعد از یه خواب خوب  کاری کردی که برای چند دقیقه شوکه بودم و فقط با  تعجب نگاهت میکردم ......

خودت به تنهایی رفته بودی تو کریر و داشتی بازی میکردی

فضولی

پسرک کوچولوی من عاشقه اینه که جاهای جدید رو کشف کنه

 

مثل اینجا.....

 

زیر میز کامپیوتر امیر

 

 

و حالت التماسانه برای بیرون اوردنش

و بعد......

عاشق کنجکاویاتم پروفسور کوچولو

جایگاه جدید برای نشستن

پسرک شیرین من ؛

 

یه چند روزی میشه که میری زیر صندلی غذات میشینی و همونجا هم بازی میکنی

 

عاشق اینم که از چهرت عکس بندازم .........

لذت میبرم  وقتی چهره شیرینتت رو تو صفحه دوربینم بالا و پایین میکنم.........

گاهی زومش میکنم و انقدر بوسش میکنم  و قربون صدقش میرم که یادم میره خود واقعیت کنارم نشسته

 

خونه خاله عاطی

سلام سلام

امروز رفتیم مهمونی.......خونه خاله عاطی.........

کلییییییییییی بهمون خوش گذشت

مرسی خاله عاطی

 

از راست به چپ:

امیرحسین-کارن-ارین-کوروش-صبا میزبان گل-بنیتا

بمیرم برای اون لثه های متورمت که انقدر خارش داره باحرص دندونگیر رو روش میمالی

 

فدات بشم

عزیز نازنین من ؛

 

اخم میکنی و دلمو میبری........با این کارت انقدر میچلونمت تا جیغت در میاد......چه کنم دست خودم نیست ........عاشقتـــــــــــــــــــــم

جدیدا تا میام ازت عکس بندازم سریع و محکم چشمات رو میبندی

عزیز دلم اخه کمرت درد نمیگیره..........

 

سفر به چمستان

کودک کوچک دلنشینم ؛

رفتیم مسافرت .......این دفعه به مازندران(چمستان)........دعوت شدیم به ویلای دختر عمم مرجان

صبح زود راه افتادیم که مثلا به ترافیک نخوریم ولی حدود ۳ ساعت تو ترافیک بودیم.....خدا رو شکر خواب بودی و اذیت نشدی

وقتی هم بیدار شدی ترافیک رو رد کرده بودیم و میخواستیم صبحانه بخوریم

۴ روز اونجا بودیم.............هوا عالی بود ولی برای شما یکم سرد بود

یه روز هم رفتیم شهر بازی

سفر خیلی خوبی بود........مثل همیشه آقا بودی

 

هفت ماهگی کارن

سلام نفس مامان

                           هفت ماهگی ات مبارک پسر زیبـــــــــای من ؛

         هفت ماهه که با منی و من بسیار به خود میبالم به خاطر داشتن همچین فرزندی

 

 

تو این ماه کلمه های جدیدی یاد گرفتی:ماما-دد -به و .............کلمه (کیه )

این کلمه کیه رو انقدر خوشگل میگی که ادم ضعف میکنه

                        

سرما خوردی ......اونم از نوع بدش .......رفتیم دکتر و کلی دارو داد بهت.........چون تب شدید داشتی........و در عین ناباوری یه امپول هم به باسن مبارکت زدن

تا صبح بالای سرت نشستم و تند تند تبت رو کنترل میکردم

اهویی دارم خوشگله

پسرک ناز و دوست داشتنی من ؛ آقای کوچکم  ؛

عاشق اهنگه:

اهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم........دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم

وقتی نوزاد بودی این اهنگ رو برات میخوندم و به جای اهو اسم کارن رو میزاشتم و با حرکات دستت این شعر رو میخوندم و کلی برام میخندیدی

حالا دایی امیر رفته و سی دیش رو برات خریده و هر وقت میری تو اتاقش نگاه میکنی به مانیتور و منتظری تا این اهنگ رو برات بذاره

امیر هم که عاشق تو .....دریغ نمیکنه و سریع برات میزاره

پسرک قرتی منم تا میشنوه شروع میکنه به تکون دادن دست و بدنش

عاشق رقصیدنتم مادر

فضولی

پسرم .....گلم.......عزیزم

دیگه کم کم فضولیا داره شروع میشه........

و عاشق این رونهای پاتم..............جون میده برای گاز گرفتن

 

مراسم ابگوشت خورون.....

پسر کوچولوی نازم

امروز برای اولین بار یکم از غذای بزرگترها رو تست کردی.......... اونم چی؟

ابگوشت

بقیه مطالب به روایت تصویر:

شیرین مامان یاد گرفتی دست دستی میکنی.....من فدای اون دستای کوچولوت برم که وقتی بهم میخورن دلنشین ترین صدای دنیا رو میشنوم

و لحظه خوشمزه فرا رسید

ماهی کوچولو عاشق حموم کردنی و خسته نمیشی هر چند ساعتی که توش باشی

بعد از حموم هم خوردنی ترین پسر دنیا میشی.......هر چقدر هم که میبوسمت سیر نمیشم

و در نهایت لالا

 

تو......

عزیز نازنین بی همتا ؛

کوچک زیبا رو؛

عاشق طرز خوابیدناتم

عروسی هم رفتیم ....عروسی پگاه جون..........خوش گذشت بهمون

عاشق تیپ زدناتم............خوشتیپ کوچک مامان

اینم بابا ممد که عاشقانه دوست داره

عاشق کارای جدید تم ، که دل می بری باز !

اولین ارایشگاه رفتنت

پسر بی نظیر من ،

امروز رفتیم ارایشگاه تا زلفای مثل ابریشمت رو یکم کوتاه کنیم

تو بغلم اروم خوابیده بودی و اقای ارایشگر موهای خوشگلت رو کوتاه کرد

من فدای تار به تار موهات

در اخر بیدار شدی و متعجب از این که دارن چیکارت میکنن

عاشقانه

 

کارن نازم

وقتی کنارم هستی....

 

وقتی به چشمانت نگاه میکنم......

 


نمیدانم که چه کرده ای که گنجینه ای از ارامش را به

قلبم هدیه میدهی


باور میکنی آرامش هدیه ای الهی است..........


دوست دارم آرامش بخش تو باشم همانگونه که آرامم

 میکنی


دوستت دارم تا بینهایت دوستت دارم

خونه خاله فیروزه

امروز رفتیم مهمونی.......خونه خاله فیروزه.........

کلییییییییییی بهمون خوش گذشت

مرسی خاله فیروزه

کارن و ارتین میزبان عزیزمون

از سمت چپ کارن:مهیاس-اوا-دایانا-بنیتا

کارن-ارین-ارتین-آرون-مهیاس

بازی و استراحت در تخت ارتین جون

خنده هات خیلی شیرینه مادر

مارک

یه چیزی کشف کردم امروز !

مارک!!!!!!!!!!!!!!!!

 

عشق مامان عاشق مارک عروسک هاشه.....باهاشون حرف میزنه

ایـــــــــــــــــــــــــم....ایــــــــــــــــــــــــــــــم

قربونت برم

نمیدونی با این خندت چه هیجانی در دلم به وجود میاری

آخ قلبم ...

عزیز نازنین من ؛

کوچولوی ۶ماهه ی من ؛

دیشب وقتی رفتیم تا اماده بشیم برای خوابیدن......گذاشتمت تو تختت تا بازی کنی منم کنار تختت به تماشای تو

دیدم لبه تخت رو گرفتی و سعی کردی تا بلند بشی و عروسک های اویزت رو بگیری

نفهمیدم چجوری پریدم و دوربینمو اوردم......

اخه ثبت این لحظات خیلی برام شیرینه

 

یک بار

دوبار

سه بار

و تونستی تا یکم روی اون پاهای خوشگل و ضعیفت بایستی

ولی زود خسته شدی

و شروع کردی به دلبری های شبانه

و سر دادن آوازهایی که بوی خوابی آرام رو میده

و در نهایت چشمای کوچولوت به خواب میرن.........

فدای صورت قشنگت آروم بخواب همه زندگی ما

 

عکس

 

اولین سوپ

سلام سلام

امروز اولین سوپ ماهیچه رو برای کارنم پختم..............

                                                       نوش جونت مامان

 

 

و در اخر شازده پسر سیر لم داده و تی وی میبینه

 

 

تمام وجودم

گاه تموم وجودم را هم برایت بگذارم،

باز هم کمه..............

عاشقتم

یه دونه مامان

کارن نازم

جالب انگیزی دیگر

نفس مامان دوباره کلــــــــــــــــــــی سوپرایز شدم

داشتم تو اشپزخونه کار میکردم و شما جلوی تی وی داشتی فیلم تماشا میکردی......متوجه شدم که صدایی ازت نمیاد اومدم و دیدم که

بله اقا کارن ما سعی کرده که بشینه اونم خودش به تنهایی یعنی از حال خوابیده به حالت نشسته دراومده

 

هـــــــــــــــــــــــــــــــــورررررررررررررررررررااااااااااااااااااا

 

اینم طرز نشستم اقا پسری

نازنینِ بی همتای من ؛
پسـر کوچک و لطیـــفم؛

زمین نشستنت مبارک ، گل همیـــشه بهار ...............

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

یه کار جدید دیگه هم یاد گرفتی .........

خودت شیشتو نگه میداری و آب میخوری...........

تازه یه دستی هم میتونی..................

نوش جونت عزیزدلم

بالندگی ات پیــاپی ...

کارن و تجربه نشستن در روروئک

قربون شکل ماهت برم من

امروز برای اولین بار نشستی تو روروئک......

اولش متعجب بودی که این وسیله چیه........هی نگاهش میکردی

ولی بعد دستت میره رو این دکمه های موزیکال روروئک و صداش در میاد و کلی ذوق میکنی............. البته اولش تعجب میکنی و چشات گرد میشه ولی بعدش خوشت میاد و تند تند میکوبی روی دکمه هاش

کلــــــــــــــــــــــــــی ذوق کرده بودی

البته من و بابا بیشتر ذوق کرده بودیم و هی شما رو هل میدادیم این ور اونور

اخه هنوز بلد نیستی چطوری باهاش راه بری باید یکم بگذره تا یاد بگیری